غزل(زیر بیرون کنم)

خرید بک لینک
تو به سودای دلِ ؛غــم زده باز آمـــده ایواله و شیدا شده ای؛بر سرِ ناز آمــــده ای بوی گل آمد ازچمن؛گویا که تو غنچه دهن به باغِ انتظارِ مـن ؛ با ســـروِ نازآمــــده ای جان به فدای قدمت ،گرنکنم پس چه کنم که تو شیرین دهـن از ، راهِ دراز آمـــده ای بی قراری های دل با زلفِ تو پیوند خورد بی خبر بردی و خون کردی و باز آمده ای تــو که آتش زده ای دین ودل و سجاده را در شگفتم که چرا سوی حـــجاز آمـــدهای بالِ پــروازم شکستی ؛ خاطــرم آزرده شد وین خـاطر آزرده را ؛ راز و نیــاز آمده ای پی تاراج دلم آمده ای یا زِ درِ صلح و صفا کشته گان ستمت را ؛ به فـــراز آمـــده ای گُلشن رازِ " مُحقّق "سوخت در آتشِ عشق بَخت خواب آلوده را،به خوابِ ناز آمدهای #عباس_محقق برچسبها: وبلاگ ؛ عباس_محقق ؛ خاطره ها؛باز آمده ای؛غزل غزل(زیر بیرون کنم)...

ما را در سایت غزل(زیر بیرون کنم) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 116 تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 0:13

به شڪــنجِ تارِ زلفت ؛شده مبتـلا دل منبه کــمان ابـــروانت ؛ کــند اقتدا ؛ دلِ منبــه رهت نهاده ام سر ؛ نروم بسوی دیگربه هزار پنــدِ زاهــــد ؛ ندهــد بها ؛ دلِ من سروجان بکف گرفتم ؛ بسرکویت نشستمبُود آن که با نگاهت ؛ شود آشنا ؛ دلِ من همه دم به این خیالم به حریمت راه یابمشده فکر هرشب من ؛ نکـــند خطا دل من نظری بسوی ماکن؛به تو دل نیازمند استبه تبسّمی ؛ نگاهی ؛ کُــند اکتــفا ؛ دل مـن نفسم گرفته امشب ؛ زِ مُرورِ خاطـــراتتقلمــم نمی نویسد ؛ ندهـــد رضا ؛ دل من تو و آنهمه نجابت ؛ من واین همه سعادتبه خــــدا که بر ندارد ؛ زِ تو دلربا ؛ دلِ منتو و آن زلفِ چَلیـــپا ؛ من و این همه تمنازِ ڪّــــمندِ تار مویت ؛ نشود رها ؛ دل من شده اشعارِ"محقق"همه از وصفِ تو گفتنندهــــد فریبت هرگز ؛ نکـــند جفا دل من #عباس_محقق برچسبها: وبلاگ ؛ عباس_محقق ؛ خاطره ها ؛ غزل ؛ مبتلا غزل(زیر بیرون کنم)...

ما را در سایت غزل(زیر بیرون کنم) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 147 تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 0:13

صفحه بندی